اصول یازده گانه طریقت نقشبندی
الحمدلله و کفی وسلام علی عباده الذین اصطفی
بنای طریقه نقشبندیه بر یازده عبارت است. این یازده عبارت فارسی که به همین هیأت و صورت در متون عربی و ترکی نیز به کار رفته است، عبارت است از: هوش در دم، نظر بر قدم، سفر در وطن، خلوت در انجمن، یاد کرد، بازگشت، نگاهداشت، یادداشت، وقوف عددی، وقوف زمانی و وقوف قلبی.
و اینک با استفاده از آثار نقشبندیه و اقوال مشایخ این طریقه مختصرا به شرح آن کلمات می پردازیم:

1- هوش در دم:
هوش دردم آن است که «هر نفسی که از درون برآید باید که از سر حضور و آگاهی باشد و غفلت به آن راه نیابد». حضرت خواجه بهاء الدین : فرموده اند که: «بنای کار سالک را بر ساعت کرده اند تا دریابنده نفس شود، که به حضور می گذرد، یا به بر رفت». ونیز «بنای کار در این راه بر نفس می باید کرد. چنان که اشتغال به وظیفه اهم زمان حال از تذکر ماضی، و تفکر در مستقبل، مشغول گرداند، و نفس را نگذارد، که ضایع گردد، و در خرق و دخول نفس، و حفظ مابین النفسین، سعی نماید، که به غفلت فرو نرود و برنیاید». مولانا سعد الدین کاشغری : گفته است: «هوش در دم یعنی، انتقال از نفسی به نفسی، می یابد که از سر غفلت، نباشد، و از سر حضور باشد. وهر نفسی که می زند از حق سبحانه خالی و غافل نبود». علاء الدین آبیزی : متوفی 892، از اصحاب سعد الدین کاشغری : و مولانا عبدالرحمان جامی :، گوید: «در طریقه خواجگان (قدس الله تعالی ارواحهم)، هوش در دم، اصل اعظم است، اگر دمی به غفلت گذرد، آن را گناه بزرگ دانند، تا حدی که بعضی کفر شمرند، شعر شیخ عطار :، تأیید این قول می کند، که می فرماید: هر آن کو غافل از حق یک زمان است در آن دم کـــافر است اما نهــان است اگـر آن غــافــلی پیـوســـته بــودی در اســـلام بــر وی بســته بــودی».
...
+ نوشته شده در جمعه دهم مهر ۱۳۹۴ ساعت 16:7 توسط کمالی
|